پنج شنبه 14 اسفند 1399 - 20 رجب 1442 - 4 مارس 2021
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

فلسفه دعا برای فرج

fiogf49gjkf0d

فلسفه دعا براي فرج

شايد اين سؤال براي شما هم پيش آمده باشد که امام مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف که وسيله رسيدن برکات به مخلوقات است، چه نيازي به دعاي مردم دارد؟ نوشتار حاضر بدين سوال پاسخ مي دهد.

براي پاسخ به اين سؤال چند وجه را بايد در نظر گرفت؛ اول اينکه دعاي ما براي آن حضرت، از باب هديه شخص حقير فقيري به رادمرد بزرگواري است که نشان نياز اين شخص فقير به بخشش آن بزرگوار مي‌باشد. وجه ديگر اينکه آنچه از روايات به دست مي‌آيد، اين است که زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از امور بدائي است؛ يعني امکان پيش و پس افتادن آن وجود دارد. بنابراين شايد جلو افتادن اين امر، به جديت و اهتمام اهل ايمان در دعا کردن براي تعجيل فرج آن حضرت مشروط باشد. در حديثي از امام صادق عليه‌السلام چنين آمده است: « خداوند به ابراهيم عليه‌السلام وحي فرستاد که به رأيش فرزندي متولد خواهد شد. آن جناب اين خبر را به ساره داد. ساره گفت: آيا من فرزندي به دنيا خواهم آورد، در حالي که پيرزنم؟ پس خداوند به ابراهيم عليه‌السلام وحي فرستاد که او (ساره) فرزند‌دار مي‌شود و فرزندانش چهارصد سال عذاب خواهند شد به خاطر اينکه سخن مرا رد کرد. وقتي عذاب و سختي بر بني‌اسرائيل طول کشيد، به درگاه خداوند چهل روز گريه و ناله کردند؛ پس خداوند به موسي و هارون عليهما‌السلام وحي فرستاد که بني‌اسرائيل را خلاص کنند و از صد و هفتاد سال صرف نظر کرد. پس شما نيز اگر اين کار را بکنيد خداوند از ما فرج مي‌کند، ولي اگر چنين نباشيد اين امر تا آخرين حد خواهد رسيد».1
وجه ديگر اين قضيه اين است که امامان عليهم السلام ـ به مقتضاي وضع انساني خود ـ به بيماري‌ها و غم‌ها و اندوه‌هايي دچار مي‌شوند که وسايلي براي دفع آن‌ها وجود دارد و برخي از آن وسايل از اهل ايمان ساخته است. از مهم‌ترين وسايل دفع بلا و گرفتاري، جديت و اهتمام در دعا کردن و از خدا خواستن است؛ چنانکه در روايتي آمده است: «به درستي که دعا قضا را برمي‌گرداند و پيچيدگي آن را باز مي‌کند؛ چنانکه رشته نخ واتاب شود با اينکه به سختي تابيده شده باشد».2
در روايتي ديگري که از امام باقر عليه‌السلام نقل شده که به زراره چنين فرمود: «آيا تو را راهنمايي نکنم به چيزي که رسول الله صلي الله عليه و آله در آن استثنايي نزده است؟ زراره عرض کرد: چرا. فرمود: دعا که قضاي پيچيده سخت را برمي‌گرداند».3
بنابراين هرگاه مؤمن، ابتلاي مولاي خودش را ـ که از جانش عزيزتر است ـ احتمال دهد که امام او به يکي از امور ياد شده دچار گرديده، کوشش و جديت خواهد کرد که به وسيله دعا، آن را از او دور گرداند، همان طور که وسايل از او دفاع مي‌نمايد.
در دعايي که توسط جناب عثمان بن سعيد عمري روايت شده چنين مي‌خوانيم: «پروردگارا مرا بدان (امر غيبت آن حضرت) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخير انداخته‌اي، جلو بيفتد و آنچه را تعجيل بخواهي، من به تأخيرش مايل نباشم؛ و هرچه تو در پرده قرارداده‌اي، افشايش را نطلبم؛ و در آنچه نهان ساخته‌اي کاوش ننمايم و در تدبير امور جهان با تو (که همه مصالح را مي‌داني) به نزاع نپردازم؛ و نگويم که چرا و چگونه و به چه جهت ولي امر غائب آشکار نمي‌شود و ظهور نمي‌کند، در حالي که زمين پر از ستم گرديده است؟! ...»
وجه ديگر اين است که ما هدف ارزنده‌اي در زندگي داريم که موانعي نيز راه رسيدن به آن را سد کرده است؛ بنابراين بايد در دفع و رفع آن موانع بکوشيم و چون تأخير ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به سبب موانعي است که از سوي ما و اعمال و گفتار ما سرچشمه گرفته است، بر ما واجب مي‌باشد که از خداوند متعال برطرف کردن آن موانع را بخواهيم. پس دعا کردن براي تعجيل فرج امام عجل الله تعالي فرجه الشريف ، در حقيقت دعا براي خودمان و سودمند به حالمان مي‌باشد؛ هم چنانکه در توقيعي از آن حضرت آمده است: «و بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج، که آن فرج شما است».4 اين بيان حضرت، نشان بي‌نيازي آن امام همام از دعاهاي ما مي‌باشد.
امام زمان (عج)
همچنين بايد توجه داشت که فضل و لطف و رحمت الهي، حد و مرزي ندارد و در وجود امام عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز کمبود و نقصاني که مانع پذيرش فيض الهي باشد، نيست؛ از اين رو هيچ مانعي ندارد که با دعاي مؤمنين براي مولايشان، عنايت و لطف مخصوصي به حضرت برسد.
امامان عليهم السلام وسيله و واسطه رسيدن فيض به بندگان، علت غائي و هدف از آفرينش مخلوقات هستند و فيض خداوند به وسيله ايشان به مخلوقات برسد، اما در عين حال از لوازم و ويژگي‌هاي بشري نيز برخوردار مي‌باشند و براي زندگي ظاهري خود به آنچه از زمين مي‌رويد، نيازمند هستند؛ همان‌طور که ساير مردم محتاج هستند. نتيجه و ثمر درود فرستادن مؤمنين بر پيامبر و آل پيامبر صلي الله عليه و آله، هم به خود درود فرستادگان برمي‌گردد و هم به کساني که بر آن‌ها درود فرستاده شده، نه از اين جهت که به صلوات و درود فرستادن مؤمنين احتياجي باشد؛ بلکه از اين جهت که آن‌ها ـ پيامبر و آل پيامبر صلي الله عليه و آله ـ قابليت و شايستگي دارند؛ زيرا خداوند بلند مرتبه فيوضاتي که حد و نهايت ندارد، به ايشان ارزاني داشته است؛ چرا که هميشگي و استمرار اين فيوضات، از لوازم قدرت کامل و تمام و همگاني و هميشگي خداوند مي‌باشد.
ممکن است اين ذهنيت به وجود آيد که ميان فرمان به دعا براي تعجيل فرج و ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و احاديثي که از تعجيل در ظهور نهي کرده است، تناقض وجود دارد. بايد در نظر داشت که آن شتابي که از آن نهي شده است، سه نوع مي‌باشد:
1. شتابي که موجب يأس و نااميدي از ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شود؛ زيرا آدمي به خاطر کم صبري و ناشکيبايي چنين تصور مي‌کند که اگر ظهور شدني بود، هم اکنون واقع مي‌شد و به تأخير افتادن آن، آدمي را به سوي انکار امام عجل الله تعالي فرجه الشريف سوق مي‌دهد.
نتيجه و ثمر درود فرستادن مؤمنين بر پيامبر و آل پيامبر صلي الله عليه و آله، هم به خود درود فرستادگان برمي‌گردد و هم به کساني که بر آن‌ها درود فرستاده شده، نه از اين جهت که به صلوات و درود فرستادن مؤمنين احتياجي باشد؛ بلکه از اين جهت که آن‌ها ـ پيامبر و آل پيامبر صلي الله عليه و آله ـ قابليت و شايستگي دارند؛ زيرا خداوند بلند مرتبه فيوضاتي که حد و نهايت ندارد، به ايشان ارزاني داشته است؛ چرا که هميشگي و استمرار اين فيوضات، از لوازم قدرت کامل و تمام و همگاني و هميشگي خداوند مي‌باشد
امام زمان
2. شتابي که با تسليم فرمان خدا شدن و رضا داشتن به قضا و حکم خدا منافات داشته باشد. در اين نوع درخواست شتاب براي ظهور، اگر ظهور به عقب افتد، فرد به سوي انکار حکمت آفريدگار بلند مرتبه کشيده مي‌شود. از اين رو در دعايي که توسط جناب عثمان بن سعيد عمري روايت شده چنين مي‌خوانيم: «پروردگارا مرا بدان (امر غيبت آن حضرت) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخير انداخته‌اي، جلو بيفتد و آنچه را تعجيل بخواهي، من به تأخيرش مايل نباشم؛ و هرچه تو در پرده قرارداده‌اي، افشايش را نطلبم؛ و در آنچه نهان ساخته‌اي کاوش ننمايم و در تدبير امور جهان با تو (که همه مصالح را مي‌داني) به نزاع نپردازم؛ و نگويم که چرا و چگونه و به چه جهت ولي امر غائب آشکار نمي‌شود و ظهور نمي‌کند، در حالي که زمين پر از ستم گرديده است؟! ...».5 آنچه از اين نوع احاديث به دست مي‌آيد، اين است که زمان فرج و ظهور از اموري است که ممکن است مورد «بداء» واقع گردد؛ بنابراين وقتي انسان دلباخته امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف نزديک شدن وقت ديدار و ظهور آن حضرت را ممکن بداند که با کوشش و اهتمام در دعا کردن براي اين مقصود تحقق پذير است، تمام تلاش و جديت خود را در اين راه مبذول خواهد داشت و اين کار هيچ‌گونه منافاتي با تسليم بودن به آنچه در علم الهي تقدير شده، ندارد. اگر قرار باشد وقت معين ظهور را که قضاي غيرقابل تغيير و تبديل الهي بر آن تعلق گرفته است، بداند، ديگر جايي براي دعا کردن نمي‌ماند و بايد به امر پروردگار تسليم شد.
3. شتاب و عجله‌اي که سبب پيروي از گمراهان و گمراه‌کنندگان و شياطين بدعت‌گذار شود که پيش از ظاهر شدن علامت‌هاي حتمي که از پيشوايان معصوم عليهم السلام روايت شده است، به فريب دادن افراد اقدام مي‌نمايند.
بنابراين عجله کردن بر دو قسم است: ممدوح و مذموم؛ عجله مذموم، آن است که آدمي خواستار انجام گرفتن چيزي، پيش از رسيدن وقت آن باشد که عقلاً و نقلاً زشت و بد است و عجله ممدوح، آن است که شخص در اولين فرصت ممکن، تحقق يافتن امري را بخواهد.
 
زهرا رضائيان
گروه مهدويت تبيان

پي‌نوشت:
? برگرفته از مکيال المکارم در فوائد دعا براي قائم(ع)، سيد محمد تقي موسوي اصفهاني.
1. مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 131.
2. کليني، اصول کافي، ج 2، ص 469.
3. همان، ج 2، ص 470.
4. صدوق، کمال‌الدين، ج 2، ص 485؛ طبرسي، احتجاج، ج 2، ص 284؛ مجلسي، همان، ج 53، ص 181.
5. صدوق، همان، ج 2، ص 512.



 
تعداد بازديد:1477 آخرين تغييرات:89/12/05
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر