دوشنبه 13 مرداد 1399 - 13 ذي الحجه 1441 - 3 آگوست 2020
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

هرجایی یه چیزی مده!

هرجايي يه چيزي مده!

مد از A تا Z



مد

جرج ساتلند محقق معروف آمريکايي در کتاب «مد: يک منظر پست مدرنيستي» مي‌نويسد: «کلمه مد مانند شمشيري دودم است. از يک سو در ذاتش نشان از شکوه و هنر دارد و از سوي ديگر در کارکرد اجتماعي خود در اکثر موارد به عنوان پديده‌اي نازل و عامه‌پسند عمل مي‌کند». مد به عنوان يک پديده فرهنگي بسيار سريع‌تر از ساير حوزه‌هاي فرهنگ مانند زبان و انديشه دچار تغيير و تحول مي‌شود. براي بسياري، تغيير و تحول سريع مد يکي از تبعات منفي رشد و توسعه کاپيتاليسم در جهان غرب است که اثرات منفي آن به جهان شرق نيز رسيده است. براي ما ... مد ...
و همين لباس زيباست نشان...
مد

ما همه برهنه به دنيا مي‌آييم اما بدون هيچ تاخيري اگر طفل يک قبيله بدوي ساکن آمازون و حومه نباشيم بدن ما با لباس فرم داده مي‌شود. لباس ما به غير از وظيفه اصلي‌اش، خاصيت‌هاي رواني و اجتماعي مهمي دارد. ما با لباس‌هايمان بدن خود را به فرمي با معناي اجتماعي خاص تغيير شکل مي‌دهيم و با محيط اطرافمان ارتباط برقرار مي‌کنيم. از آنجا که لباس يک عضو ثابت و قابل اعتماد در ارتباط متقابل است، چه بخواهيم چه نخواهيم در بيشتر موارد با زبان لباس در برخورد اول با ديگران مي‌خواهيم نشان دهيم که چه کسي هستيم يا مي‌خواهيم چه کسي باشيم.
ما هنگام لباس پوشيدن سعي مي‌کنيم تعادلي بين تطبيق با محيط و جدايي از محيط برقرار کنيم. يعني لباس پوشيدن، دو نقش مهم براي ما ايفا مي‌کند؛ از يک سو فرديت ما را به نمايش مي‌گذارد و از سوي ديگر نشان مي‌دهد که ما به کدام گروه اجتماعي احساس تعلق مي‌کنيم. اين مسئله که لباس رفتار ما را تعيين مي‌کند يا رفتار ما لباسمان را تعيين مي‌کند مانند معادله دو مجهولي مرغ و تخم‌مرغ همچنان لاينحل است. اما مطمئناً رفتار ما در لباس ورزشي و اسپرت با زماني که کت و شلوار و لباس رسمي به تن داريم خيلي فرق مي‌کند (مگر اين که مجري بذله‌گو و خنده‌روي يک شبکه تلويزيوني باشيم)
مد

اين مد از کجا وارد زندگي ما شد؟

مد ميوه و ثمره اروپاي مدرن است. ترکيبي از توسعه و گسترش بورژوازي قرن نوزدهم (اگر نمي‌دانيد بورژوا چه کساني هستند بايد خدمتتان عرض کنيم طبقه متوسط به بالا و رفاه‌طلب بي‌درد را بورژوا مي‌گويند) و اثرات جانبي انقلاب صنعتي. تا پيش از قرن نوزدهم در اروپا چندان اسمي از مد برده نمي‌شد و فقط دو جور پوشاک وجود داشت: لباس مناسبتي و جامه‌هاي طبقاتي، پوشاک مناسبتي اختصاص به طبقه اشراف داشت که در شکار يک‌جور مي‌پوشيدند، در سالن اپرا و تئاتر يک جور و در جشن و بالماسکه يک جور ديگر، کد جامه‌هاي طبقاتي که اختصاص به جامعه‌هاي طبقاتي داشت مشخص مي‌کرد که دهقان يورکشايري، بقال پاريسي و تاجر ونيزي هر يک بايد چگونه لباس بپوشند. در قرون وسطي حکومت وقت در بعضي شهرها به طور دقيق مشخص مي‌کرد هر کس بايستي چه شکلي، چه رنگي و چه جنسي لباس بپوشد. متخلفين از اين قوانين گاه با ضربات شلاق و گاه با حبس مجازات مي‌شدند. بعد از پيشرفت‌هاي سريع اجتماع اقتصادي در نيمه دوم قرن نوزدهم، مردم خيلي کم حوصله و تنوع طلب شده بودند و تصميم گرفتند تغيير و تحول اساسي را در آن چه که مي‌پوشند، تجربه کنند. اين گونه بود که قرن بيستم، به زعم خيلي‌ها قرن مد نام گرفت (به نظر عده ديگري هم قرن سينما نام گرفت البته). مرور کوتاهي داشته باشيم بر تحولات عمده مد لباس در اين دهه.
مد

 مد در قرن بيستم: يک منظر کرونولوژيک

دهه 20: در جست‌وجوي زمان از دست رفته

جوان‌هاي دهه 20 اروپا که از طرفي با مشکلات هم‌زمان با جنگ جهاني اول و از طرف ديگر با گذار و تحول در صنعت روبه‌رو بودند، بيشتر به لباس‌هايي با شکل و شمايل واحد روي آوردند، يعني نه براي آقايان مهم بود که لباس مردانه بپوشند و نه لباس‌هاي زنانه براي خانم‌ها جذابيتي داشت. لباس‌ها طرحي واحد داشتند، مناسب براي کار و زندگي صنعتي.
 

دهه 30: بر باد رفته

شرايط ويژه جنگ جهاني دوم دنياي مد را هم مثل بقيه بازار تحت تاثر قرار داد و لباس هم مثل خيلي از کالاهاي ديگر سهميه‌بندي شد. پس حجم پليسه دامن‌ها کاهش يافت و از پارچه آن براي آستين، يقه و کمربند استفاده شد. لباس‌ها براي اين‌که براي تمام موقعيت‌ها مناسب باشند به شکل لباس‌هاي نظامي طراحي مي‌شدند.
 

دهه 40: در جبهه غرب خبري نيست

شرايط حاصل از جنگ مردم را تشنه پوشيدن لباس‌هاي شيک و زيبا کرده بود. آنها مي‌خواستند سال‌هاي رکود اقتصادي و محروميت‌هاي اجتماعي را فراموش کنند و تمام انرژي و توانشان را به چيزي غير از جنگ و سياست اختصاص دهند. ديور اين موضوع را خيلي خوب فهميد. سال 1947 کريستين ديور، طراح گمنام و خجالتي، اولين مجموعه خود را به بازار عرضه کرد که پنجره جديدي بود به روي دنياي مد و لباس. ديور محبوبيتش را مديون موج مدگرايي و ثروت مداري دوران خود بود.
 

دهه 50: يک آمريکايي در پاريس

دهه 50 تاثير هاليوود براي اولين بار مفهومي مثل تين‌ايجر را به وجود آورد. تا قبل از اين دخترها و پسرها تا قبل از جواني و ازدواج بچه ناميده مي‌شدند. با تولد اين گروه، فيلم ، مجله و موسيقي خاص آنها هم پديدار شد. مد هم به سليقه آنها تغيير کرد. رنگ‌ها شاد و متنوع شدند و لباس‌ها با اين‌که شيک و معقول بودند، هنوز رگ و ريشه‌اي از کودکي داشتند. از مطرح‌ترين چهره‌هاي عالم مد در اين دهه مي‌توان به السا شياپرلي، کوکوشانل، ايوسن لورون و هيوبرت دوژيوانشي اشاره کرد.
 

دهه 60: I,m a barby girl

جالب است بدانيد که ورود يک عروسک به بازار، چه انقلابي در اين دهه در عالم مد ايجاد کرد. اولين سري عروسک باربي در سال 1960 وارد بازار آمريکا شد. اين عروسک که الهام گرفته از يک شخصيت کارتوني آلماني به اسم بيلد لبي بود، اولين عروسک بالغ جهان غرب (از اون لحاظ) محسوب مي‌شد. باربي نقشي فراتر از  يک عروسک براي خريدارانش ايفا کرد و به آنها آموخت که بايستي چه اندامي داشته باشند و چگونه بپوشند. لباسي که بيش از همه در اين دهه بين خانم‌ها مد بود و جنجال به پا کرد... ببخشيد، حروفچين حواس پرت‌ باز يک قسمت از مطلب مرا جا انداخت!
مشخصه اصلي مد اين دهه لباس‌هاي گشاد و راسته با برش‌هاي ساده و پارچه‌هاي رنگا‌رنگ بود و تمام لباس‌ها براي آدم‌هاي جوان و لاغر طراحي مي‌شد. هيپي جنبشي بود که با اهدافي مثل صلح‌طلبي، حفاظت از طبيعت، نزديک شدن به روح معنوي شرق و زندگي سبکبار در اين دهه به وجود آمد. طرفداران آنها با پوشيدن لباس‌هاي ناهماهنگ، پاره و درهم و بر هم و موهاي بلند اعتقادات خود را ابراز مي‌کردند. البته هيپي که در ابتدا نوعي اعتراض بود به قوانين دست و پاگير اجتماعي، در اواخر همين دهه با از دست دادن مشخصه‌هاي معترصانه خود به مدي جهاني و همه‌گير تبديل شد.
آدري هپبورن ستاره مشهور سينما و توئيگي (اولين مدلي که شهرتي همپاي ستارگان سينما کسب کرد) الگوي زنان غربي در اين دهه بودند.
 

دهه 70: ايزي رايدر

پيروزي مطلق جين به عنوان لباس حاضري طبقات مختلف اجتماعي و منسوخ شدن استفاده از پوشاک مناسبتي در جوامع غربي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي دنياي مد دهه 70 بود.
مد دهه 70 بيش از هر چيز پيرو راحتي بود. مردم مي‌خواستند معقول و طبيعي به نظر برسند، براي همين ديگر مدل‌هاي عجيب و ژوليده در دهه قبل طرفداري نداشت. در همين زمان گروه‌هاي حمايت از زنان هم بر سادگي تاکيد مي‌کردند، چون پرداختن بيش از حد به مد و لباس را وسيله‌اي براي تحقير و استفاده ابزاري از زنان مي‌دانستند. پس اتفاقي نبود که لباس‌هاي مناسبتي بيشتر از هر دوره ديگري از رونق افتاد. به‌طوري که اگر کسي از سرکار برمي‌گشت، ديگر لازم نبود براي رفتن به تئاتر لباس‌هايش را عوض کند. با اين وجود تاثير هيپي‌ها همچنان بر لباس‌هاي اين دوران به چشم مي‌خورد.
الگوبرداري شرکت‌هاي معظم مد از گروه‌هاي خاص زيرزميني از نيمه دوم اين دهه آغاز شد. در پايان اين دهه بود که طراحان ژاپني به عنوان آوانگاردترين طراحان جهان نام خود را در اين عرصه مطرح کردند.
 

دهه80: تب شنبه شب

دهه 80 زمان تنوع و گوناگوني لباس بود. ديگر کسي از يک مدل يا مارک خاص صحبت نمي‌کرد. موج پانک که از اواخر دهه 70 متولد شده بود، در دهه 80 به اوج خود رسيد. پانکي‌ها عجيب لباس مي‌پوشيدند. لباس‌هاي آنها پر از پارگي‌هاي متعدد بود و زنجيرها و وسايل زينتي غيرمعمولي داشتند. از جمله آنها گوشواره بود که براي اولين بار تحت تاثير اين جنبش جزئي از زينت‌آلات پسرانه شد.
تقليد هشيارانه از استيل‌هاي سال‌هاي گذشته يکي از شاخصه‌هاي مد اين دهه بود. در سال‌هاي دهه 80 بازار در انحصار مارک‌هاي معروفي مثل گوچي و دويچه گابانا در ايتاليا و جاکوبس و کلوين کلاين در آمريکا قرار گرفت.
 

دهه 90: پالپ فيکشن

دو نکته مهم در دهه 90يکي استفاده از موادي چون تفلن، کاغذ، پلاستيک و ديگر مواد ترکيبي در دوخت لباس‌ها بود و ديگري ظهور نسل عجيب و غريبي از طراحان ژاپني به رهبري يوجي ياماماتو، ايشي مياکه و ري‌کاواکو بود که با نوآوري‌هاي خود مبحث پست مدرنيسم را از ادبيات و سينما به عالم مد تسري دادند. وجه مشخصه لباس‌هاي طراحي شده توسط اين گروه، تغيير فيزيک و فرم بدن به شيوه‌هايي اغراق‌آميز بود.

 

فرانسه

موثرترين و گسترده‌ترين ايده‌هاي مد در فرانسه خلق مي‌شود. پاريس، مرکز طراحي مد فرانسه، پر است از مدرسه‌هاي طراحي و سالن‌هاي نمايشي که ميزبان بزرگ‌ترين اتفاقات دنياي مد نظير هفته مد پاريس هستند. مهم‌تر از آن، از پاريس به عنوان پايتخت جهاني مد ياد مي‌شود. نوستالژي الگوهاي قرن 18 ويژگي جدايي ناپذير طرح‌هاي فرانسوي است. هنوز هم مي‌شود ته مايه مدرن شد، پوشش‌هاي عجيب و غريب دربار لويي شانزدهم را در لباس رهگذران شيک‌پوش شانزليزه به وضوح ديد. دوخت ماهرانه و محلقات زيبايي لباس‌هاي فرانسوي، آنها را همواره در رديف اجناس لوکس و گرانقيمت بازار کشورهايي نظير ايران قرار داده. شايد همين دليلي باشد تا نشان‌هاي تجاري مثل شانل (Chanel) و کريستين ديور (Christian Dior) که جزو شناخته شده‌ترين‌هاي بازارهاي بين‌المللي هستند، در ويترين لباس فروشي‌هاي ما کمتر به چشم بيايند.
 

ايتاليا

محبوبيت مد ايتاليايي به خصوص در ميان قشر جوان بي‌دليل نيست. در شروع کار ايتاليايي‌ها به جاي رقابت با لباس‌هاي رسمي فرانسوي، از خلأ موجود در بازار نهايت استفاده را بردند و با سرمايه‌گذاري روي مد غيررسمي (Sport) در مدتي کوتاه بخش بزرگي از بازار پوشاک جوان و نوجوان را در اختيار خود گرفتند. شرکت‌هايي نظير ديزل Diesel فقط براي 18 تا 35 ساله‌ها لباس طراحي مي کند. نفوذ اين سرمايه‌گذاري تا حدي است که خيلي‌ها بر اين عقيده‌اند که سليقه پوشش جوانان دنيا را ايتاليايي‌ها مي‌سازند. البته از اين نمي‌شود گذشت که شهروندان ايتاليايي جزو مقيدترين مردمان به پوشيدن لباس‌هاي به روز هستند. دوروبر خودمان هم که بگرديم نمونه لباس‌هاي ايتاليايي يا حداقل آنهايي که رويشان مارک‌هايي نظير والنتينو (Valentno)، ورساچي (Versace)، آرماني (Armani) و فرره (Frerre) خورده کم نيستند.
 

انگلستان

انگليسي‌ها بيش از آن که پوشيدن لباس‌هاي روز را مد نظر قرار دهند، به فکر پوشيدن تعداد لباس بيشتر و گرم ماندن در روزهاي سرد و هميشه ابري کشورشان هستند. توليد مد در انگلستان با طراحي لباس براي خانواده سلطنتي شروع شد و کم کم با گسترش در ميان افراد مرتبط با دستگاه دولتي به خيابان‌ها راه يافت. لندن به طراحي لباس و وسايل شخصيت‌هاي سياسي يا به اصطلاح مد ديپلماتيک شهرت دارد. سياستمداران بريتانيايي همچنان جزو خوش‌پوش‌ترين‌هاي اين عرصه هستند.
مد

آمريکا

ملغمه‌اي است از همه اتفاقاتي که ممکن است در اين عرصه بيفتد. آميخته‌اي از معروف‌ترين‌ها و بي‌نام و نشان‌ترين‌ها، عميق‌ترين‌ها و عاميانه‌ترين ها و ساده‌ترين تا پيچيده‌ترين‌ها، هيچ‌کدام از خصوصيات مد ديگر کشورها را نمي‌توان به آن نسبت داد و در عين حال همه آن خصوصيات را مي‌توان در گوشه و کنار صدها مجموعه طراحي آمريکايي يافت. بزرگ‌ترين کمپاني‌هاي مد دنيا کلوين کلاين (Calvin Klein) و رالف لورن (Ralph Lauren) آمريکايي هستند. جالب اين است که اين وسط آمريکايي‌ها لباس‌هاي راحت، گشاد و بي‌تکلف را ترجيح مي‌دهند. انگار جريان روشنفکري، توجه بيش از اندازه به وضع ظاهري را بر نمي‌تابد و سادگي را بهترين راه براي زندگي لذت‌بخش‌تر مي‌داند. به هر حال نقش آمريکا در عرصه مد اين قدر گسترده و عمده است که شايد اصلا به چشم نيايد.
 

ژاپن

اگر چه اکثر طراحان برتر ژاپني هم‌اکنون در اروپا و آمريکا فعاليت مي‌کنند. اما توکيو همچنان بزرگ‌ترين کانون توليد مد شرق و يکي از مراکز مهم طراحي دنياست. با وجود نفوذ انکار نشدني فرهنگ غرب در ژاپن، هنوز هم پارچه‌هاي نقش‌دار، رنگ‌هاي شاد و ديگر نمادهاي پوشش شرقي را مي‌توان در الگوهاي ژاپني ديد. همان پيراهن‌هاي رسمي رنگ و وارنگ و يقه‌هاي نقره‌اي و براقي که در فيلم‌هاي جکي‌چان به چشم مي‌آيد. برش و دوخت پيچيده که دستاورد تکنولوژي پيشرفته‌ اين کشور است نيز الگوهاي ژاپني را متمايز مي‌کند.
در هياهوي برندهاي ايتاليايي، Kenzo شايد از معدود نشان‌هاي ژاپني باشد که براي ما ايراني‌ها شناخته شده است.
 

  منبع: چلچراغ

 

... و بد نيست در پايان تفکري در مفهوم جمله زير داشته باشيم...
مد




 
تعداد بازديد:2038 آخرين تغييرات:90/01/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر