سه شنبه 21 آبان 1398 - 14 ربيع الاول 1441 - 12 نوامبر 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

چگونه انتظار فرج را در دل زنده کنیم؟/ سامان امر ظهور در یک شب

چگونه انتظار فرج را در دل زنده کنيم؟/ سامان امر ظهور در يک شب

برخي روايات بر اين معنا تاکيد دارند که خداوند امر مهدي موعود را در يک شب سامان مي دهد، اين دست از روايات کنايه از اين است که اين امر حتماً اتفاق مي افتد.
متن زير جلسه شصت و نهم از سلسله مباحث مهدويت است که توسط حجت الاسلام سيدمحمدباقر علوي تهراني ايراد شده است.
گفتيم انتظار به لحاظ لغوي به معني چشم به راه بودن است. يعني انتظار کشيدن چشم به راه بودن آن حقيقتي است که هنوز محقق نشده است.
معناي اصطلاحي انتظار به معناي چشم به راه بودن براي ظهور واپسين ذخيره الهي و آماده شدن براي ياري او در برپايي حکومت عدل و قسط در سراسر گيتي است.

حالا ما بايد چه بکنيم که اين چشم به راهي ايجاد شود؟
در مورد مولفه اول صحبت کرديم که نسبت به وضع موجود خود و اجتماع ناراضي باشيم و آن را نامطلبوب بدانيم. دومين مولفه اين بود ما نسبت به يک وضعيت ايده آل که در آينده رخ مي دهد، اميدوار باشيم.
يکي از اموري که در آينده اتفاق خواهد افتاد اين است که عقل انسان ها به کمال خود مي رسد. اساساً اگر کمال در عقول انساني ايجاد نشود، آن تغيير هم ايجاد نمي شود. اين اتفاق در دوره امام عصر خواهد افتاد.
امام باقر(ع) مي فرمايد «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اَللَّهُ يَدَهُ عَلَي رُءُوسِ اَلْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلاَمُهُمْ» يعني چون قائم ما قيام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع کند و (تا پيروي هوس نکنند و با يک ديگر اختلاف نورزند) و در نتيجه خردشان کامل شود (متانت و خود نگهداريشان کامل شود).
اگر عقل تعالي پيدا کند چه اتفاق مي افتد؟ اين که بليه اي به عنوان حرص در دنيا از بين مي رود. مسئله ديگر اين است چون کمال عقل اتفاق مي افتد کمال ايمان هم رخ خواهد داد.
کسي به خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت من مي ترسم که بي دين از اين دنيا بروم. حضرت فرمود چه شده که فکر مي کني بي دين از دنيا مي روي؟ گفت ما در چرخه زندگي خود ملاک ارزيابي دوستانمان، ثروت آنهاست. هر چه ثروت او بيشتر باشد ما به او بيشتر احترام مي گذاريم. حضرت فرمود شما بي دين نيستيد بلکه ايمان شما کم است.
در زمان ظهور ايمان کامل مي شود و اين بليه از بين مي رود و ارزيابي افراد به موقعيت اجتماعي آنها نيست.
سومين چيزي که جز کمال عقل خواهد بود اين است که در دوره ظهور کينه وجود ندارد. اميرالمومنين مي فرمايد «لو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد» يعني وقتي قائم ما قيام مي کند کينه از دلهاي بندگان رخت بر مي بندد.
خيلي از فجايع امروز ما ريشه در کينه دارد.
يکي از چيزهايي که در رابطه با امور مطلوب و خوشايند عصر ظهور مطرح مي کنند روايتي است که از امام زين العابيدن صادر شده است: «إذا قامَ قائمُنا أذْهَبَ اللّه ُ عن شِيعتِنا العاهَةَ، وجَعلَ قلوبَهُم کَزُبَرِ الحديدِ، وجَعلَ قُوّةَ الرّجُلِ مِنهُم قُوّةَ أربَعينَ رجُلاً ، ويکونونَ حُکّامَ الأرضِ وسَنامَها» يعني زماني که قائم ما قيام کند، خداوند آفت را از شيعيان ما مي زدايد و دلهاي آنان را چون پاره هاي آهن [سخت و تزلزل ناپذير ]مي کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد مي دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود.
 امام صادق(ع) مي فرمايد «هو المفرج للکرب عن شيعته بعد ضنک شديد و بلاء طويل، وجور وخوف، فطوبي لمن أدرک ذلک الزمان» يعني او پس از يک تنگناي شديد و بلاي طولاني و ترس و وحشت و اضطراب، غم و اندوه شيعيان را مي زدايد. خوشا به حال آنان که آن زمان را درک کنند.
من شمه اي از ويژگي هاي دوران ظهور را عرض کردم. عدالت اجتماعي، عدالت اقتصادي، عدالت خانوادگي و يک بحث انساني را مطرح کردم که انسان در دوره ظهور به کمال خود مي رسد. اما براي اينکه ما به اين وضع مطلوب اميدوار باشيم بايد به دو نکته توجه کنيم. اول اينکه کثرت روايات در اين مورد که دوره آخرالزمان بهترين دوره است، براي ما که اهل تدين هستيم حالت قطعي پيدا مي کند که حتما اين اتفاق مي افتد. پس اين يک آرزو نيست و امري واقعي است و اتفاق مي افتد.
مضافاً اينکه وقتي ما به متون ديني مراجعه مي کنيم، مي بينيم که الفاظي که در روايات آمده آنقدر کلمات تاکيدي و مضامين تاکيدي دارد، اين حالت يقين براي ما ايجاد مي شود که اين دوره خواهد آمد.
پيامبري که قرآن در مورد او مي گويد «و ما ينطق عن الهوي» و «ما آتاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فتهوا»؛ تعابيري دارد که بايد در آن تامل کرد.
پيامبر مي فرمايد «لو لم يبق من الدهر الا يوم لبعث الله رجلا من اهل بيتي، يملاها عدلا کما ملئت جورا» يعني اگر از روزگار باقي نماند بجز يک روز البته جدا مردي از اهل بيت (ع) مرا مبعوث فرمايد که زمين را پر از عدل و داد کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
اين تيپ از روايات کنايه از اين است که اين امر حتماً اتفاق مي افتد.
ما نسبت به وضع مطلوب هم اميدوار باشيم و هم اميد ما در سطح يقين باشد نه به صرف يک آرزو و آرمان بلکه يک ايده اي که محقق خواهد شد.
مولفه سومي که لازم است تا حالت انتظار را در ما ايجاد کند اين است که ما آن روز خوش را نزديک بدانيم. در تعاليم ديني به ما گفته اند که منتظر آن روز باشيد و آن را نزديک بدانيد.
در دعاي عهد مي خوانيم «اَللّـهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاْمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً، بِرَحْمَتِـکَ يـا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ» يعني خدايا اين اندوه را از اين امت به حضور آن حضرت برطرف کن، و در ظهورش براي ما شتاب فرما، که ديگران ظهورش را دور مي بينند، و ما نزديک مي بينيم، به مهرباني ات اي مهربان ترين مهربانان.
ما در زيارت امام عصر در روز جمعه چنين مي خوانيم « يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْکَ وَ عَلَي آلِ بَيْتِکَ، هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ يَوْمُکَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُکَ، وَ الْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَي يَدَيْکَ» يعني اي سرور من، اي صاحب زمان، درودهاي خدا بر تو و برخاندانت، امروز روز جمعه و روز توست، روزي که ظهورت و گشايش کار اهل ايمان به دستت در آن روز.
نگفته اند کدام جمعه. اينها همه به ما نشان مي دهد که ظهور را بايد نزديک بدانيم.
ما وقتي به محضر روايات مي رويم مي بنيم براي ظهور امام عصر، هيچ وقتي را تعيين نکرده اند.
در توقيع از ساحت امام عصر اينچنين آمده است «وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ» يعني امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس براي ظهور ما وقت تعيين کند دروغگوست.
لذا هيچ کس حتي خود امام زمان هم از زمان فرج با خبر نيست.
دليل هم اين است که در دعاي بعد از نماز عيد فطر داريم «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي وَلِيِّکَ الْمُنْتَظِرِ أَمْرَکَ‏ الْمُنْتَظَرِ لِفَرَجِ أَوْلِيَائِکَ».
اين به اين معناست که وجود نازنين حضرت هم از زمان ظهور خود خبر ندارند. علم دو چيز اختصاصاً به خداوند بر مي گردد. يکي اينکه قيامت چه زماني برپا مي شود و دوم اينکه ظهور چه زماني اتفاق مي افتد. لذا امام هم منتظر فرج هستند.
لذا کساني که وقتي براي ظهور بيان مي کنند به شدت تکذيب شده اند. ابوبصير وقتي از امام صادق(ع) درباره حضرت مهدي(عج) سوال کرد، حضرت فرمود «کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا نُوَقِّت» يعني وقت گزاران دروغ گفته ‏اند. ما خانداني هستيم که وقت را تعيين نمي کنيم.
اميرالمومنين از پيامبر نقل مي کنند «المهدي منّا أهل البيت، يصلح الله له أمره في ليلة» يعني خداوند امر مهدي را در يک شب سامان مي دهد.
دو نکته اينجا مطرح است. نکته اول اين است که ما وقتي به سيره ائمه گذشته رجوع مي کنيم، مي بنيم وقتي از آن امام سوال مي شود که چرا شما قيام نمي کنيد؟ گاهي بحث عدد و گاهي بحث کيفيت را مطرح مي کنند.
در داستان سقيفه که اتفاق افتاد، اميرالمومنين وقتي به خانه مهاجر و انصار رفتند و استنصار کردند و گفتند شما قبلا با من بيعت کرديد چرا بيعت شکني کرديد؟ چهل خانوار اعلام آمادگي کردند و حضرت با آنها قرار گذاشتند ولي چهار نفر سر قرار آمدند. لذا گفتند حجت از من ساقط است من اگر چهل همراه داشتم قيام مي کردم. لذا گاهي اوقات بحث عدد است.
وقتي به امام صادق عرض کردند چرا قيام نمي کنيد حضرت فرمودند اگر به اندازه اين گله يار داشتم قيام مي کردم. راوي مي گويد تعداد را شمردم و آن گله ۱۷ عدد بود.
گاهي اوقات به بعضي از روايات مراجعه مي کنيم، بحث کيفيت را مطرح مي کنند.
آنچه در مورد امام مشهور است عدد ۳۱۳ است که هم عدد آن مورد بررسي است و هم کيفيت آن افراد. اما اينکه روايت مي فرمايد «يصلح الله له أمره في ليلة» يعني قيام صرفا به دست خداست و اينگونه نيست که تابع عدد و کيفيت باشد.



 
تعداد بازديد:17 آخرين تغييرات:98/08/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر